سرگذشت نازگل : دختر زشت و پرمویی بودم اما یه روز تصمیم گرفتم... قسمت ششم
Автор: RADIO ESHGH رادیو عشق
Загружено: 2025-05-27
Просмотров: 918
همینکه به اتاقمون رسیدیم. نایب در و کوبید و با صدایی که از عصبانیت دورگه شده بود غرید:
-مگه من بهت نگفتم نذار کسی بهت زور بگه؟ همینجوری میخوای آبروی نایب خان رو نگه داری؟ این بود جواب اون چشم گفتنات؟ اینجوری قراره بهت عزت و احترام بزارن؟ از کی تا حالا اینقدر خار شدم که زنم کلفتی این و اون رو بکنه؟ وای نازگل. انتظار داری لباس کثیفهای خاله خان باجی ها رو بشوری تا بهت عزت بذارن؟ چرا به خودم نگفتی تا یه راهی جلوی پات بذارم؟...
_________________________________________
🔰لیست کامل قسمت های این داستان اینجا میتونین ببینید 👇
• داستان سرگذشت نازگل : دختر زشت و پرمویی بو...
به کانال رادیو عشق خیلی خوش اومدین😍🌹
من نازنین هستم ،قصه گوی داستان
اگه از این ویدیو خوشتون اومد حتما کانال رو سابسکرایب کنید و زنگوله رو بزنید و توی کامنت ها نظراتتونو برام بنویسید
🌹🌹 لایک و کامنت = ویدئو های جذاب تر و بیشتر ❤❤
👇 با سابسکرایب کردن به جمع دوستان رادیو عشق بپیوندید 👇
/ @radioeshgh
---------------------------------------
سرگذشت غزل : با اجبار با پسردایی پدرم نامزد کردم،اما من به دوست بردارم... 👇 • سرگذشت غزل : با اجبار با پسردایی پدرم نامز...
پلی لیست کامل سرگذشت گلناز 👇
• سرنوشت گلناز
---------------------------------------
داستان فارسی
پادکست عاشقانه
داستان سریالی
سرگذشت واقعی
سرگذشت نازگل
رادیو عشق
==============
#داستان
#پادکست
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео mp4
-
Информация по загрузке: