| در حَضَر | پُرترۀ مهشید امیرشاهی | ساختۀ احمد نیکآذر |
Автор: Vahid Alizadeh Razzazi | وحیـد علیـزاده رزازی
Загружено: 2025-03-23
Просмотров: 239
«مهشید امیرشاهی» زادۀ ۲۰ فروردین ۱۳۱۶ (۹ آپریل ۱۹۳۷) در کرمانشاه، نویسنده، طنزپرداز، مترجم و روزنامهنگار شهیر ایرانی است که هماکنون سالهاست که در پاریس روزگار میگذراند.
امیرشاهی در معرفی خود چنین میگوید: «گمان نمیكنم تاريخ تولد و شماره شناسنامه و نام مادر و شغل پدر من برای هيچكس جز مأمورين ثبت احوال چندان جالب باشد. بنابراين مرا از رنج نوشتنِ اين مشخصات و خوانندگان را از ملال خواندن آن معاف داريد. بهعلاوه برای زنی كه كمكم صبحها با کنجکاوی دنبال رشتههای تازۀ موی سفيد میگردد، و با دلهره چين زير چشمها را معاينه میکند، صحبت از سنوسال خوشايند نيست. اصرار به دانستن هم دور از ظرافت است.
از اين مقوله كه بگذريم، مطلب عمدهای برای گفتن نمیماند، جز اينکه من رسالتی ندارم و نویسندهای متعهد و مسئول نيستم، در خلق آثار محيرالعقول هم استعدادی نشان ندادهام، و در نتيجه بايد با كمال شرمندگی اعتراف كنم كه احتمال دارد داستانهای مرا خوانندگان بفهمند.
به همۀ داستانهایی كه نوشتهام محبت مادرانه دارم و برايم مشكل است بگويم كدام را بيشتر دوست دارم. تنها حرفی كه میتوانم بزنم اين است كه بعضی از آنها چون كودكان ضعيف و بيمار به پرستاری من نياز بیشتری داشتهاند و بعضی ديگر راحت به دنيا آمدهاند و سالم رشد کردهاند. بيشتر از دنیای کودکیام صحبت میکنم، بهايندليل كه دنیای قشنگی است، بهعلاوه من با آن دنيا فاصلۀ معقولی گرفتهام و میتوانم دربارهاش قضاوت كنم يا لااقل وصفش كنم. قصههایی كه خودم در زمینهاش نيستم معدود است و روشن. خواننده لازم نيست زياد كنجكاو يا دقيق باشد تا مرا از لابهلای حرفهای ديگر داستانهایم بيرون بكشد. بنابراين دلیلی نمیبینم كه اين مطلب را پنهان كنم تا بعدها محققينِ عالمِ ادب كشف آن را بر عهده گيرند يا احياناً عكساش را ثابت كنند.
هنوز هم مینویسم و تا وقتی چشمه نخشكيده است، خواهم نوشت. تنها دعایی كه در حق خودم میکنم اين نيست كه چشمه نخشكد، اين است كه وقتی خشكيد، من بدانم و قلم را غلاف كنم.
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео mp4
-
Информация по загрузке: