داستان ترسناک واقعی: انگشتر طلسم شده در پادگان قدیمی | وحشت شبانه سرباز جوان
Автор: فانوس وحشت
Загружено: 2025-11-16
Просмотров: 449
داستان ترسناک واقعی: انگشتر طلسم شده در پادگان قدیمی | وحشت شبانه سرباز جوان
فرهاد، سرباز جوان در پادگان مرزی قدیمی، انگشتری نقرهای با نگین سیاه از بازارچهای کهنه میخرد. از همان شب اول، سایههای محو، صداهای گریه کودک، نفسکشیدنهای خسخسدار و خوابهای خونین او را تسخیر میکنند. طلسم قاجاری بیدار شده و موجودات ماورایی را به سمتش میکشاند تا انرژی حیاتیش را بمکند. آیا باطل شدن طلسم توسط شیخ حامد، وحشت را پایان میدهد یا سایه سیاه تا ابد همراهش میماند؟
اگر از داستانهای ماوراءالطبیعه، موجودات ناشناخته و معجزههای باورنکردنی لذت میبرید، حتما در کانال ما مشترک شوید. هر هفته داستانهای واقعی و شگفتانگیز از برخورد انسانها با دنیای ناشناختهها...
🔔 زنگوله را فشار دهید تا ویدیوهای جدید را از دست ندهید!
👍اگر این داستان شما را تحت تاثیر قرار داد لایک کنید
💬نظرات خودتون رو با ما به اشتراک بگذارید
داستان ترسناک واقعی
انگشتر نفرین شده
پادگان مرزی
طلسم قاجاری
سایه ماورایی
خاطره ترسناک
تجربه سربازی
وحشت شبانه
انرژی منفی
جنون و ترس
#داستان_ترسناک
#انگشتر_طلسم_شده
#پادگان_مرزی
#ماوراء_طبیعه
#سربازی_ترسناک
#طلسم_قاجار
#خاطره_ترسناک
#سایه_سیاه
#تجربه_واقعی
#وحشت_شبانه
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео mp4
-
Информация по загрузке: