کبیر رنجبر برای تجاوزجنسی اش دلایل خنده آور میسازد
Автор: LoveAfghanistan
Загружено: 2012-07-02
Просмотров: 41507
لوی سارنوالی (دادگاه عالی) افغانستان کبیر رنجبر یکی از رهبرانی یتم شده میهنفروشان پرچمی را به اختطاف و تجاوز جنسی یک دختر جوان متهم کرده بازداشت کرد. او که با اداره فاسد کرزی روابط تنگاتنگ دارد، توانست طی دو روز از بند رها شود و حال در یک برنامه تلویزیونی برای این حرکت بیشرمانه اش دلایل خنده آور میتراشد که تنها احمق ها را شاید بتواند فریب دهد.
کبیر رنجبر قبلا دو زن دارد (یک زنش روسی است) و به گفته ثریا بها (یکی از پرچمی های هم دوره اش) او قبلا در دوران حاکمیت پرچمی ها هم دختران زیادی را مورد تجاوز جنسی قرار داده بود و به این خاطر یکبار از حزب اخراج نیز شده است.
ثریا بها نوشت:
در سالهای ١٣۴٧و ١٣۴٨ کبیر رنجبر که به عنوان اسیستانت در دانشکدۀ حقوق وعلوم سیاسی اجرای وظیفه می کرد، در این سالها استاد میر اکبر خیبر اعلامیۀ کمیسیون تفتیش حزب پرچم را مبنی بر اینکه کبیر رنجبر به عنوان یک متجاوز جنسی و یک شهوت ران بیمار از حزب پرچم اخراج گردیده است، به تمام حوزه ها و انجمن های سازمان زنان ابلاغ کرد تا دختران حزبی در دام وی گیرنیفتند٠
داستان تجاوز کبیر رنجبر بر دختر بینوایی به نام فخریه بس غم انگیز است، فخریه که پدر و مادرش را در کودکی از دست داده بود، در خانۀ خواهرش زندگی می کرد و شوهر خواهرش همان آذر، خیاط مشهور بود٠ فخریۀ که رفیق سازمانی و دوست شخصی جمیله پلوشه و نفیسۀ شیردل بود، هنگام آزمون از کبیر رنجبر کمک می خواهد، کبیر برایش می گوید: « فخریه اگر جانم را بخواهی برایت فدا می کنم و باز تو رفیق سازمانی من هستی»٠ فخریه که سالها زمحبت پدر و مادر محروم و دختر بسیار مظلوم و بی آلایشی بود به سخنان کبیر باور می کند و به خانه اش در (شش درک) کابل می رود٠ کبیر که در خانه تنها و خانواده اش به لغمان رفته بودند، نخست با ابراز عشق آتشین می خواهد از فخریه سوء استفادۀ جنسی کند، اما فخریه مقاومت می کند ومی گوید: باید از وی خواستگاری کند، اما موج شهوت کبیر را مجال نمی دهد و با فرومایه گی بر فخریۀ بینوا تجاوز جنسی می نماید، فخریه زار زار می گرید که زندگی اش برباد شد٠ کبیر می گوید: «من با تو عروسی می کنم» دختر بینوا را که یک هفته در خانه اش نگه داشته بود، رها می کند٠ چند روزی سپری می شود، اما کبیر خود را پنهان و از ازدواج با وی طفره می رود ومی گوید : تو خودت با پای خود به خانۀ من آمدی، من کاندید بورس شوروی هستم و ازدواج کردنی هم نیستم ٠ فخریه اشک می ریزد، استغاثه می کند، مویه کنان نزد اناهیتا می رود٠ جنایت کبیر به کمیسیون تفتیش حزب واگذار و به امر استاد میر اکبر خیبر از حزب اخراج و پس از چندی روانۀ شوروی می شود و آنجا عضویت (کی جی بی) می گیرد و سپس برادر دیگرش (بصیر رنجبر) نیز به اوکرایین می رود و جاسوس دم و دستگاه کا جی بی می شود٠ برمبنای اسناد واسیلی متروخین (صمد ازهر) برادر بزرگ شان که متهم به قتل میوندال است نیز از زمان حکومت ظاهرشاه ایجنت کا جی بی و مسئول شبکۀ (اشعه) بود به نام مستعار فتح٠
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео mp4
-
Информация по загрузке: